حضرت جواد الأئمه(ع) بنابر مشهور در دهم رجب سال 195هـ به دنیا آمده اند.

پدر بزرگوار آن حضرت امام رضا(ع) و مادر آن حضرت جناب سبیکه یا دره است که حضرت رضا(ع) نام ایشان را "خیزران" نهادند.

 

......................................................

عمر مبارک امام رضا (ع) به چهل و هفت سال رسیده بود و عقربه تاریخ, سال 195 هجری را نشانه می رفت ولی هنوز امام نهم متولد نشده بود .

مسئله جانشینی امام رضا (ع) اصحاب و شیعیان حضرت (ع) را متاثر کرده بود . این اندوه زمانی به فزونی رفت که فرقه واقفیه که بنا به دلائل مادی و تصرف سهم امام و عدم بازگرداندن آن به حضرت رضا (ع) ، قائل به غیبت امام کاظم (ع) شده بودند، و در تبلیغات خویش عدم داشتن فرزند پسر از سوی امام رضا (ع) را دلیل بر ادعای موهم خود می دانستند ... تا جایی که یکی از همین افراد در نامه ای خطاب به حضرت نوشت :


تو چگونه امام هستی در حالی که فرزندی نداری !
حضرت در پاسخ فرمودند : تو از کجا می دانی که فرزندی ندارم ، به خدا سوگند روزها و شبها سپری نمی شود مگر اینکه خداوند فرزند پسری را به من عنایت فرماید که حق و باطل را از هم جدا سازد .

اصول کافی ج 1 ص 320 مدینه المعاجز ج 7 ص 274. اثبات الهداه ج3 ص 247- 342 الوافی ج 2 ص 375 . حلیه الابرار ج 4 ص 604 ارشاد المفید ص 318 . کشف الغمه ج 2 ص 352 اعلام الوری ج 2 ص 94 . بحار الانوار ج 50 ص 22

....................................................................................................................
همچنین یکی از یاران به حضرت عرض می کند :
امام پس از تو کیست؟
آن حضرت فرمودند : فرزندم
سپس گفت:آیا کسی که فرزند ندارد چگونه جرات آن را دارد که بگوید فرزندم ؟
راوی همین حدیث گوید:چند روز سپری نشده بود که امام جواد (ع)بدنیا آمد.

اصول کافی , ج 1 ص 286
................................................................................................................
همچنین ابن قیام واسطی جزو فرقه واقفیه که امامت حضرت رضا(ع) را قبول نداشت ، نزد آن حضرت آمد و به قصد عیب جویی حضرت گفت :
آیا می شود که دو امام در یک مقطع زمانی با هم باشند ؟
حضرت(ع) فرمود : نه مگر آنکه یکی از آن دو صامت ( خاموش ) باشد .
ابن قیام گفت : پس چطور برای تو صامت نیست ؟
امام فرمود : چرا . به خدا سوگند خداوند برای من (فرزندی) قرار می دهد که حق و حق خواهان را استواری می بخشد و باطل و باطل خواهان را نیست و نابود می کند.

اصول کافی ج 1 , 321 مدینه المعاجز ج 7 ص 37-275 . موسوعه الامام الجواد (ع) ج 1 ص 164 حلیه الابرار ج 4 ص 606 . الوافی ج 2 ص 176 اثبات الهداه ج 3 ص 247 . کشف الغمه ج 2 ص 352 الخرائج و البرائح ج 2 ص 899 . بحار الانوار ج50 ص 22